
تئاتر مستقل؛ آخرین سنگرِ سرسختی
اما تئاتر مستقل فقط یک پدیده ایرانی نیست. اگر تاریخ نمایش را ورق بزنیم، بخش بزرگی از مهمترین تحولات تئاتر جهان دقیقا از دل همین گروههای مستقل بیرون آمده؛ گروههایی که در زمانه خود حاشیهنشین و پاورقی محسوب میشدند اما بعدها توانستند مسیر هنر نمایش را تغییر دهند.
در اواخر قرن نوزدهم، زمانی که سالنهای بزرگ اروپا زیر سلطه تئاترهای تجاری و سرگرمکننده بودند، گروهی از هنرمندان تصمیم گرفتند راه دیگری را انتخاب کنند. در فرانسه، آندره آنتوان با تاسیس «تئاتر آزاد» در سال ۱۸۸۷ تلاش کرد نمایشهایی را روی صحنه ببرد که تهیهکنندگان تجاری حاضر به تولیدشان نبودند. کمی بعد در برلین، «صحنه آزاد» شکل گرفت و در انگلستان نیز جنبش «تئاتر مستقل» به وجود آمد. هدف همه این گروهها تقریبا یک چیز بود؛ آزادی هنری. تئاتری که مخاطب خاص خودش را دارد. روی موج سوار نمیشود و هدفش جلبنظر مخاطب حداکثری نیست.
بسیاری از نمایشنامهنویسان بزرگی که امروز آثارشان جزو نمایشنامههای کلاسیکهای جهان محسوب میشوند، در ابتدا توسط همین گروههای مستقل معرفی شدند. آثار نویسندگانی مانند «هنریک ایبسن» و «آگوست استریندبرگ» ابتدا در فضایی رشد کردند که از قواعد بازار فاصله داشت و اجازه تجربهگری بیشتری به هنرمند میداد.
در قرن بیستم تقریبا در هر جنبش مهم تئاتری ردپایی از استقلال دیده میشد. از گروههای تجربی نیویورک و لندن گرفته تا تئاترهای کوچک و زیرزمینی در دهه شصت میلادی، همه تلاش میکردند از سلطه سرمایه، سانسور یا سلیقه بازار فاصله بگیرند. حتی بسیاری از نامهای بزرگی که امروز بخشی از تاریخ رسمی تئاتر جهان هستند، زمانی در سالنهای کوچک، انبارها، زیرزمینها و فضاهای غیرمتعارف کار خود را آغاز کردند.
در واقع اگر بخواهیم صادق باشیم، بخش بزرگی از نوآوریهای تئاتر از مراکز قدرت آغاز نشدهاند. اغلب از جایی آمده که چند نفر دور هم جمع شدهاند و گفتهاند: «هیچکس حاضر نیست این نمایش را تولید کند، پس خودمان انجامش میدهیم.»
در ایران نیز داستان تفاوت چندانی ندارد. بسیاری از جریانهای خلاق و تجربهگرا در دهههای مختلف مانند کارگاه نمایش، نه با حمایتهای گسترده دولتی، بلکه با اتکا به انگیزه شخصی هنرمندان شکل گرفتهاند. تئاتر مستقل همیشه جایی بوده که هنرمند میتوانسته پیش از آنکه به فروش فکر کند، به ایده فکر کند؛ پیش از آنکه نگران سلیقه بازار باشد، دغدغههای شخصیاش را روی صحنه بیاورد.
البته این استقلال هزینه دارد؛ گاهی اعضای یک گروه ماهها بدون دستمزد تمرین میکنند. گاهی کارگردان از پسانداز شخصی خود خرج میکند تا اجرای نمایش ممکن شود. گاهی گروه برای تامین هزینههای تولید و اجاره سالن وام میگیرد و گاهی حتی فروش کامل یک اجرا نیز تمام مخارج را جبران نمیکند. اگر نمایشی شانس بیاورد، در دور دوم یا سوم اجرا تازه به سوددهی میرسد.
با این حال نمایشها روی صحنه میروند. چون برای بسیاری از اهالی تئاتر، این هنر صرفا یک شغل نیست. تئاتر بخشی از هویت آنهاست. شیوهای برای اندیشیدن است. راهی برای گفتوگو با جامعه است. چیزی شبیه نفس کشیدن.
شاید به همین دلیل باشد که تئاتر مستقل را میتوان یکی از مقاومترین پدیدههای فرهنگی دانست. هنری که بارها در جهان با بحران اقتصادی، جنگ، انقلاب، سانسور، رکود و تغییرات اجتماعی روبهرو شده اما هر بار شکل تازهای برای ادامه حیات پیدا کرده.
امروز نیز تئاتر مستقل در ایران در یکی از دشوارترین دورانهای خود قرار دارد. افزایش هزینهها، کاهش توان اقتصادی مخاطبان، محدودیتهای تبلیغاتی و دشواریهای تولید، ادامه مسیر را سختتر از همیشه کرده. با این حال هنوز سالنهای کوچکی هستند که چراغشان روشن است؛ نه به خاطر سود اقتصادی، بلکه به خاطر ایمان آدمهایی که حاضر نشدهاند صحنه را ترک کنند.
در چنین شرایطی، حمایت از تئاتر مستقل فقط حمایت از یک نمایش یا یک گروه نیست. حمایت از تنوع فرهنگی است. حمایت از حق تجربه کردن است. حمایت از صداهایی است که شاید در ساختارهای بزرگتر هرگز فرصت شنیده شدن پیدا نکنند.
شاید مخاطب تصور کند خرید یک بلیت اتفاق کوچکی است، اما برای بسیاری از گروههای مستقل همین تصمیم ساده میتواند تفاوت میان ادامه دادن و متوقف شدن و حتی حذف شدن باشد. هر صندلی پر در سالن، در واقع رأیی است به بقای هنر مستقل.
در جهانی که همه چیز هر روز بیشتر به سمت محاسبات اقتصادی میرود، تئاتر مستقل یادآوری میکند که هنوز کارهایی وجود دارند که صرفا و تنها برای سود انجام نمیشوند. هنوز آدمهایی هستند که به چیزی فراتر از عدد و رقم و مانده حساب بانکی فکر میکنند.
شاید به همین دلیل است که تئاتر مستقل را میتوان آخرین سنگر سرسختی نامید؛ جایی که هنر هنوز تلاش میکند مستقل بماند، حتی وقتی همه چیز علیه اوست.
و شاید باشکوهترین نمایشی که امروز روی صحنه میرود، نه داستانی باشد که در متن نوشته شده، بلکه همین ایستادگی هنرمندانی باشد که با وجود تمام سختیها، هنوز هر شب چراغ سالن را روشن میکنند.
طنزپرداز و نمایشنامهنویس*
۲۴۲۲۴۲
خبرآنلاین

