
سفر تاج زنگ خطر بود؛ همین امروز تکلیف تیم ملی را مشخص کنید تا برایمان تکلیف مشخص نکنند
اتفاقی که برای رئیس فدراسیون در کانادا افتاد، یک هشدار کاملاً مشخص برای ما بود.
حتی قبل از آغاز جنگ تحمیلی سوم هیچکس در کینه و عناد آمریکا و شخص ترامپ با جمهوری اسلامی تردید نداشت. جنگ ۱۲ روزه سال قبل، از نهم اسفند ماه به جنگ تحمیلی سوم تبدیل و همین حالا کشورمان با وجود آتش بس در محاصره نظامی ارتش آمریکا است. کشوری که در تمام سالهای پس از انقلاب دشمن شماره ۱ ایران بوده و هرگز رابطه دوستانهای بین این دو کشور وجود نداشته است.
اتفاقی که در کانادا برای مهدی تاج -رئیس فدراسیون فوتبال به همراه دبیرکل و مسوول اموز بین الملل- افتاد، اتفاقی غیر قابل پیشبینی نبود. فقط انگار هدیهای بود تا معدود کسانی که به بهانه وسط بودن پای فیفا یا جنبه ورزشی جام جهانی، میگفتند فوتبال ربطی به جنگ ندارد، دیگر از این حرفها نزنند و حقیقت را همانطور که هست بپذیرند.
حقیقت این است که فوتبال بهترین ابزار در دست سیاستمداران است. حقیقت این است که از همان ابتدای دولت ترامپ برای این جام جهانی برنامهریزی شد و بعد از صعود ایران، قطعات پازل با دقت کنار هم چیده شده است. سپس ماجرای ویزا ندادن به مقامات رسمی کشورمان برای مراسم قرعه کشی رخ داد و بعد حرفهای مارکو روبیو که علناً گفت حتی به مربیان هم ممکن است اجازه ورود به آمریکا داده نشود.
دلایل و نشانهها آنقدر زیاد است که نیازی به مثال نیست؛ از عدم تغییر مکان بازی تیم ملی به مکزیک یا کانادا گرفته تا اتهام وابستگی به نهاد نظامی کشورمان که به راحتی باعث هر برخوردی با هر کس که بخواهند میشود. در چنین شرایطی واقعا رفتن به جام جهانی رفتن به دهان شیر با دست بسته نخواهد بود؟
ما نمیخواهیم وارد بحث ورزشی قضیه شویم، اینکه ممکن است تیم ملی بازیهایش را ببرد یا مثل ۶ دوره قبلی بعد از سه بازی برگردد، اما به وضوح حضور در این جام جهانی دیگر جنبه مثبتی برای ما ندارد. حساب سود و زیان، کاملا مشخص است، از لیست نفراتی که قرار است در جام جهانی بازی کنند و قبلاً سابقه حضور در جامهای جهانی را داشته و هر کمکی میخواستند به پیشرفت فوتبال بکنند، کردهاند بگیرید تا مبلغی که به عنوان پاداش به کشورمان اختصاص خواهد یافت. این مبلغ در دو جام جهانی قبلی هم وجود داشت اما اظهار نظر رسمی آقای تاج و فدراسیون همواره این بوده که به دلیل تحریمها قادر به برداشت آن نیستیم!
وقتی جام جهانی به لحاظ فنی و مالی نفعی برای ما ندارد، رفتن قابل توجیه نیست. بماند که حالا پردههای دشمنی کنار رفته و علناً هر روز تیم ملی کشورمان برای حضور در کالیفرنیا تهدید میشود. در چنین فضایی، فرض محال که کل کاروان از گیت فرودگاه لس آنجلس رد شوند، از هر تمرین و در هر هتل، هستند کسانی که بخواهند روی اعصاب بازیکن و مربی رژه بروند و از چنین تیمی توقع نتیجه نمیرود.
یک کلام ختم کلام، قرار نیست در جام جهانی فضای عادلانه برای رقابت در انتظار ما باشد. حتی برخورد متمدنانه به عنوان مهمان نیز با ما نخواهد شد، اتفاقی که در ماجرای آقای تاج رخ داد به قول قدیمیها حجت را بر همه تمام کرد. حالا سوال اینجاست که آیا باز هم حاضریم برای حضور در جام جهانی زیر بار هر خفتی برویم؟ اینکه به رئیس فدراسیون یا مقامات رسمی تیم ملی اجازه ورود ندهند و در میان بازیکنان هم برخیها در فرودگاه بمانند تا تمام تریبونهای دنیا ببینند و تیتر یک جهانیان باشیم؟ آن هم برای هیچ!
از همان روز اول دلسوزان واقعی به مثل قدیمی حرمت امامزاده با متولی است، رجوع و میگفتند تا احتراممان دست خود ماست، خود اعلام کنیم به جام جهانی نخواهیم رفت. البته اگر امکان گرفتن تضمین برای برخورد مودبانه و فضای سالم رقابت بود، ماجرا فرق میکرد اما نه فقط تضمین ندادند، بلکه در عمل نیز هر روز نشانمان میدهند که در جام جهانی در انتظار چه خواهیم بود!
آیا بهتر نیست همین امروز از همین جای ضرر بازگشته و به قول قدیمیها دنبال منفعت باشیم؟ آیا بهتر نیست خودمان انصراف دهیم، قبل از آنکه ما را به دلیل عدم همکاری با مجامع جهانی کنار بگذارند یا بدتر، راهی آمریکا شویم و آنجا هر روز و هر ثانیه منتظر اتفاقات تلخ بمانیم؟
به یاد بیاورید در جام جهانی قبل مسئله خواندن یا نخواندن سرود تیم ملی مقابل دوربینهای جهانی، چه غوغایی به پا کرد. حال تصور کنید اتفاقی بدتر، آن هم در لس آنجلس -مرکز مخالفان- بیفتد. مگر نه اینکه تجربه استرالیا را هم در ماههای اخیر در همین رشته فوتبال داشتیم؟
لپ کلام اینکه آزموده را آزمودن خطاست. عدو شود سبب خیر گر خدا خواهد، ماجرای آقای تاج ضرورت تصمیم گیری در مورد جام جهانی را به ما یادآوری کرد که همین امروز هم دیر است.
منبع خبر ورزشی

