
تا کی میتوانیم به این وضعیت ادامه بدهیم!
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از ایسنا، این کارگردان تئاتر از تازهترین نمایش خود سخن گفت، از وضعیت فعلی تئاترهای مستقل انتقاد کرد و از گوشهنشینی بخشی از همکارانش ابراز تاسف کرد.
دشتآرای درباره انتخاب نمایشنامه «ماهی بلژیکی» که برای اولین بار در ایران اجرا میشود، توضیح داد: بعد از اجرای نمایش «پدر» نوشته زلر که با حمید قرایی مترجم فرانسوی آشنا شدم، ایشان به مترجم ثابت گروه ما تبدیل شد و همچنین خود خانم ونهاک هم که در زبان انگلیسی کنار ماست. به این ترتیب هر سال نمایشنامههای بسیاری را میخوانیم به ویژه نمایشنامههای روز دنیا که در حال حاضر در کشورهایی مانند آلمان، فرانسه یا انگلیس و … در حال اجرا هستند.
در این میان، سعی میکنیم کارهایی را که با دغدغه، سیاست و تفکر گروهمان، همخوان میبینیم به فارسی آداپته کنیم، چراکه آشنایی تماشاگر ایرانی با نمایشنامهنویسان جدید و اتفاقات روز تئاتر دنیا، بسیار مهم است. بخصوص که متاسفانه ما خیلی دیر به دیر به روز میشویم.
او، لِئونُر کُنفینو، نویسنده نمایشنامه«ماهی بلژیکی»، را نویسندهای شناختهشده در اروپا توصیف کرد که درباره آثارش بحث و تبادل نظر زیادی صورت گرفته و افزود: معرفی چنین نمایشنامهنویسی به تئاتر ایران بسیار مهم است چراکه آثار او مدام در حال ترجمه شدن است و در کشورهای مختلف دنیا روی صحنه میروند و در فرانسه هم جایزههای مختلفی گرفتهاند.
دشتآرای که ۲ سال پیش با نمایشنامه «ماهی بلژیکی» آشنا شده، یادآوری کرد: از ابتدا احساس کردم این همان نمایشنامهای است که میخواهم آن را کار کنم، با اینکه خیلی سخت بود و تردید زیادی داشتم که آیا در این اوضاع، نمایشی هست که بخواهیم آن را در ایران کار کنیم. اما به مرور احساس کردم که اتفاقا، اجرای آن بسیار لازم و حیاتی است و با اینکه بسیار نمایشنامه نفسگیری بود، تصمیم گرفتیم آن را کار کنیم.
او اضافه کرد: با این نمایشنامه از این منظر خیلی احساس همزادپنداری کردم که درباره کانسپتِ خفگی بود و طبیعی نبودن و اینکه غیرمعمولی بودن، چه سختیهایی دارد و افراد چگونه به آن نگاه میکنند. مهم بود که این متن تماشاگر را در چه جایگاهی قرار میدهد که درباره برخورد خود با افراد غیرمعمولی بیندیشد اما مهمتر از آن، این بود که «ماهی بلژیکی»، درباره تنهایی انسان معاصر است و معتقدم بسیار عمیق و جدی و با یک ایده جذاب به این موضوع میپردازد و به ما تلنگر میزند تا به فکر فرو برویم.
دشت آرای اضافه کرد: همواره دوست دارم نمایشی کار کنم که عامهپسند نباشد بلکه بتواند به تماشاگر تلنگری بزند که وقتی از سالن بیرون میرود، همچنان نمایش را با خود به همراه ببرد و این مهمترین خصوصیت این نمایشنامه بود که سبب شد آن را برای اجرا انتخاب کنم.
این کارگردان که پیشتر نمایشهایی با حضور پرشمار بازیگران اجرا کرده و حالا نمایشی دو پرسوناژه را روی صحنه میبرد، با ابراز تاسف از وضعیت ساخت و اجرای نمایش در ایران اضافه کرد: تولید تئاتر در ایران مناسباتی پیدا کرده و توسط یک جریان خیلی انحرافی، به شکل فعلی درآمده است. از سوی دیگر، به دلیل نبود سیاستگذاری درست از سوی متولیان فرهنگی و اختصاص ندادن بودجه و کمکهزینه تولید و رها کردن تئاتر به حال خود، این اتفاق افتاده که متاسفانه همه بار تولید بر دوش گروههای نمایشی افتاده است و این باعث شکلگیری فرآیندی شده که در آن همه چیز طبق فرمولهایی خاص، تولید میشود. یعنی اگر نمایشی بخواهد هزینههای تولید خود را تامین کند، حتماً باید از یک شکلی از بازیگر، نمایشنامه، تبلیغات و رفتار فروش استفاده کند وگرنه هر چقدر هم موفق باشد، گویی از نظر فضای عمومی، تئاتری ناموفق محسوب میشود که این واقعاً زخم بزرگی بر تئاتر است.
او افزود: در این وضعیت، تئاتری که صحنه، لباس،تکنولوژی یا بازیگران پرشمار داشته باشد و اساسا ذات تئاتر در آن اهمیت داشته باشد،کمکم از بین میرود و به تدریج تلاشها برای ساخت نمایش متفاوتی که طبق استانداردهای فرموله شده فعلی نباشد، تلاشهای شکستخورده محسوب میشود که حتی نمیتواند هزینههای تولید خود را تامین کند. به همین دلیل درک میکنم که اکثر گروههای تئاتری ناچار به استفاده از یکسری چهرههای عام هستند یا اینکه تم نمایشهای خود را به سمت سرگرمی یا کمدی صِرف یا نمایشهایی ببرند که اساساً ساخته میشوند فقط برای اینکه هزینه تولید خود را تامین کنند و این به ذات و اصالت تئاتر آسیب جدی میزند.
دشتآرای تاکید کرد: انتخاب بازیگر تئاتر باید براساس تناسب آن بازیگر با نقش باشد نه صرفا بر اساس شهرت یا توانایی او در جذب گیشه. در حال حاضر بسیاری از بازیگران خوب ما پیشنهادهای خوب تئاتری نمیگیرند یا به این دلیل که چهره و سلبریتی نیستند یا در شبکه نمایش خانگی کاری نداشتهاند و … در این وضعیت، یکسری افراد خاص، دائما در تمام پروژهها حضور دارند و روز به روز هم دستمزدشان بالاتر میرود. بنابراین یک گروه نمایشی برای پرداخت دستمزد آنان، ناچار به گران کردن قیمت بلیت میشود و نکته اینجاست که همه فروش گیشه هم صرف پرداخت دستمزد همان بازیگران میشود. این یک چرخه عقیمشده و معلول است و متاسفانه هرگز این پول به تئاتر برنمیگردد. فقط توسط تماشاگران و آن بازیگران میچرخد.
او که خود پیش از این با بسیاری از بازیگران شناختهشده همکاری داشته است، در عین حال خاطرنشان کرد: من هم با بازیگران مشهور همکاری داشتهام اما فراموش نکنیم که گاهی یک بازیگر مشهور مناسب بازی در یک نقش خاص است و شما او را انتخاب میکنید اما اگر نمایش شما نیازمند بازیگر بخصوصی باشد و مجبور باشید برای تضمین فروش کارتان، سراغ بازیگر اسم و رسم داری بروید که به نقش نمیخورد، این آزاردهنده و آسیبزننده است و هرچه تلاش میکنم بر خلاف این جریان کاری انجام بدهم، احساس میکنم حمایتی را که باید از بخش خاص جامعهمان بگیرم، دریافت نمیکنم . این در حالی است که ما برای آنان این کیفیت، صحنه، لباسها تکنولوژی و … را به وجود میآوریم تا اجرایی متفاوت از یکی از آثار به روز جهان به صحنه بیاوریم.
سرپرست کمپانی فیلم و هنرهای اجرایی «ویرگول» ادامه داد: بنابراین در این شرایط، نیاز داریم بخش خاص جامعه، تلاش و کارمان را ببیند و از آن حمایت کند ولی متاسفانه این اتفاق نمیافتد. یعنی میل به تئاتر دیدن، بلیت خریدن، فکر کردن و … مدام در جامعه ما کمتر و کمتر میشود و حساسیت تماشاگرها روز به روز عامتر و سلیقهشان هم مطابق فرمولهای از پیش تعیینشده میشود و این زنگ خطری است برای تولید هنری زیرا ما باید بتوانیم نمایشهایی بسازیم که توانایی تلنگر زدن و تکان دادن تماشاگر را داشته باشد. در غیر این صورت، چرا او باید تئاتر ببیند در حالیکه میتواند در خانهاش بشیند و با تماشای پلتفرمها، سرگرم بشود و خیلی هم هزینه نکند.
دشتآرای تاکید کرد: تئاتر، وظیفه و اصالت دیگری دارد و مهم است که بتوانیم طبق آن عمل و کار بکنیم و برای تحقق آن، گاهی باید بتوانیم آن فرمول را به هم بریزیم. البته من همیشه خوششانس بودهام که تمام دوستان هنرمندم و دوستانی که بازیگران شناختهشدهای هستند، کارهای ما را از نظر تبلیغاتی حمایت میکنند ولی هنوز نتوانستهایم آن حمایت مردمی را که به هنگام اجرای یک تئاتر متفاوت نیاز داریم، دریافت کنیم. البته خوشبختانه تبلیغ تئاتر ما از سوی تماشاگران به صورت سینه به سینه انجام شده و مخاطب هم به خوبی استقبال کرده است اما معتقدم باید به یکدیگر کمک کنیم تا شرایط فعلی تئاتر با تمام اشکال و ایرادهایی که دارد، به عنوان شرایط استاندارد، تلقی نشود.
این کارگردان که عموما در نمایشهایش به طراحی صحنه اهمیت زیادی میدهد، درباره وضعیت طراحی صحنه در تئاتر فعلی ایران نیز گفت: طراحی صحنه ما رو به نابودی است. ما بهترین طراحان صحنه تئاترمان را همچون بسیاری از بازیگران درخشان آن، کوچ دادیم. ضمن اینکه این فرمولهای دو اجرایی شدن و حتی چند اجرایی شدن سالنها هم مشکلساز بوده است. دکورهای پرتابل، دکورهایی که اصلاً برایشان هزینه نشده، خلاقیت و رشد را از صحنه ما گرفته است ، در حالیکه در دنیا میبینیم چه اتفاقاتی در زمینه طراحی صحنه میافتد.
دشت آرای با برشمردن عوامل موثر بر ضعیف شدن طراحی صحنه تئاتر ایران در سالهای اخیر توضیح داد: تئاتر ما و به تبع آن طراحی صحنه آن، از بودجه و حمایتی برخوردار نیست. از سوی دیگر عدهای که قادر به انجام کار دیگری نیستند، فقط برای کسب درآمد، تئاتر کار میکنند. علاوه بر اینها نداشتن دغدغه ارایه یک تجربه متفاوت به تماشاگر در زمینه صحنه، وضعیت طراحی صحنه تئاتر ما را معیوب و کُشنده کرده و دیگر اتفاقی در این زمینه نمیبینیم. گاهی شمعی روشن میشود که سریع هم خاموش خواهد شد، آن هم با هزینههای خودجوش کارگردان و گروه اجرایی، زیرا الان هیچ تهیهکنندهای حاضر نمیشود برای ساخت یک صحنه خوب، هزینه کند و همینها سبب شده که توسعه و برنامهریزی تئاتر به دست فراموشی سپرده شود در حالیکه برای طراحی و ساخت یک صحنه خوب باید از یک سال قبل پیشتولید تئاتر را شروع کنیم.
دشتآرای با تشریح تجربه شخصی خودش در زمینه طراحی صحنه یادآور شد: برای هر کدام از صحنههایی که طراحی کردیم، یک مهندس طراحی صنعتی، یک مهندس معمار، دو مهندس سازه و یک تیم سازنده خیلی عجیب و غریب درگیر بودهاند و همه اینها را فقط به صورت خودجوش و با ریسک شخصی به نتیجه رساندهایم و البته هیچ کسی چنین کاری نمیکند. همانطور که قبلا عنوان کردم همه بودجههای مملکت هدر میشود و هیچ پولی برای گروههای پرسابقه تئاتری وجود ندارد تا پروژههای خود را جلو ببرند.
او با ابراز تاسف از وجود بحرانهای گوناگون در کشور اضافه کرد: کشور پر از بحرانهای مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و … است و گروههای تئاتری دایما تحتتاثیر این بحرانها قرار میگیرند، حال اگر بلای دیگری بر سرشان نیاورند، هیچگونه کمک و امنیت شغلی برایشان ایجاد نمیشود. ما همچون دیوانگان حیرتزدهایم که چراغ در دست، در شب تاریک داریم سعی میکنیم دنبال خوشید بگردیم و نمیدانم تا کی توان داریم که به این وضعیت ادامه بدهیم و این شرایط مدام، سخت و سخت و سختتر میشود.
الان به جایی رسیدهایم که حتی نمیتوانیم برای اجرای زندهای که این همه برایش زحمت کشیدهایم، یک پست اینستاگرامی بگذاریم چون همکاران، دوستان و مردم فکر میکنند که مثلاً چه اتفاقی دارد میافتد، این شرایط کمر یک گروه تئاتر و یک پروژه را میشکند و نمیدانم تا کی میتوان یک پروژه را با این همه مشکلاتش ادامه داد.
دشتآرای درباره چشماندازی که برای آینده تئاتر میبیند، توضیح داد: متاسفانه همان گونه که گفتم، نمیتوانم خیلی امیدوار نگاه کنم. نمیدانم چگونه میتوانیم انگیزههایمان را برای ادامه این راه حفظ کنیم. یا باید تن بدهیم و تئاترهایی کار کنیم که فقط برای عوام و مخاطبپسند باشد و اگر بخواهیم در مسیری که واقعا به آن اعتقاد داریم ادامه بدهیم، به هیچ وجه نمیتوانیم به این شکل جلو برویم. من چشمانداز آینده تئاتر را همین میدانم.
این کارگردان با ابراز تاسف از گوشهنشینی تعدادی از هنرمندان تئاتر در سالهای گذشته یادآوری کرد: در این مدت یکسری از همکاران ما که به صورت عمومی کار نمیکنند، بعضی که نومیدانه از تئاتر کوچ کردهاند و یک سری هم مانند ما که هنوز داریم سعی میکنیم پایمردی کنیم، دائما به بنبست و سدی آنچنان محکم میخوریم که انگیزههایمان را از دست میدهیم.
دشتآرای در عین حال خاطرنشان کرد: البته تئاتر ایران همیشه جوانهایی خواهد داشت که راه هنرمندان قبلی را ادامه میدهند. با این حال، روز به روز نسبت به آینده تئاتر ایران، آموزش آن، فرآیند اقتصادیاش و … نگرانتر میشوم و متاسفم که تئاتر ما هر روز، خلاقیت، اصالت، عمق و در حقیقت ارتباط اجتماعی خود را از دست میدهد و به چیزی تبدیل میشود که میخواهد با پلتفرم و سینمای کمدی و … رقابت کند و خب در این جنگ، قطعاً بازنده است و از اصالت خود دور میشود.
او اضافه کرد: اینکه میگویم اصالت، منظورم این است که بالاخره تئاتر، خصوصیت زهرآگینی دارد که میتواند انسان را به خودش بیاورد و این مهم است. حال شاید بعضی از دوستان، این موضوع را مهم ندانند ولی از نظر من مهم است و اگر تئاتر نتواند این کار را بکند، نتواند صحنهها و نورهای عجیب و لباسهای خاص درست کند یا قصههای متفاوت بگوید که آن تلنگر را به انسانها و مردمی که به آن نیاز دارند، بزند، به نظر من اخته شده و این تئاترِ اخته، نبودش بهتر از بودنش است. البته همه گونههای تئاتری از موزیکال، کمدی، سرگرمکننده، اکسپرسیونیستی، قصهگو، تجربی و … باید کنار هم باشند اما الان وضعیتی پیش آمده که تئاتری که میخواهد خاص، متفاوت و خلاق باشد و دگرگونه صحبت و روایت میکند، روز به روز، به مرگ خودش نزدیکتر میشود و در حقیقت منقرض میشود و این انقراض، برای تئاتر خوب نیست برای اینکه دیگر آن خون تازه به آن پمپاژ نمیشود و بدین ترتیب، کل بدنه تئاتر خواهد مرد.
نمایش «ماهی بلژیکی» با بازی کاظم سیاحی، طاهره هزاوه هر شب ساعت ۲۰ و به مدت ۹۰ دقیقه در سالن کُر باکس پردیس تئاتر و موسیقی دکُر (باغ کتاب) روی صحنه میرود.
59243
خبرآنلاین




